شهاب الدين احمد سمعانى

63

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

بر سر وى نهد و كمر تقديم و تكريم بر ميان او بندد و خلعت رفعت در وى پوشاند و بر بارگى 20 خاص خود نشاند و با وى گويد : تو منى و من تو ، گدا را شرط آن بود كه خود را فراموش نكند و از آن خلقان و بىآب و رويى 21 نزد خلقان مىانديشد كه رحم الله امرأ عرف قدر نفسه . آورده‌اند كه به سمع امير المؤمنين عمر بن عبد العزيز رسانيدند كه پسر تو انگشترى ساخته است و نگينى به هزار درم خريده و در وى نشانده است . نامه نوشت به وى كه اى پسر شنيدم كه انگشترى ساخته‌اى و نگينى به هزار درم خريده‌اى و در وى نشانده ، اگر رضاى ما مىخواهى ، آن نگين به فروش و هزار گرسنه را طعام ده به بهاى آن و از پاره‌اى سيم خود را انگشترى ساز و بر آنجا نقش كن كه رحم اللّه امرأ عرف قدر نفسه . رحمت خداى بر آن كسى 22 باد كه قدر خود بداند . سلطان قدرت قبضهء خاك را از زمين برگرفت ، ان الله تعالى خلق آدم من قبضة قبضها من جميع الارض ، و در قالب تحسين تصوير نهاد ، لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ، پس آن را در تخمير تكوين آورد ، خمر طينة آدم بيده اربعين صباحا ، شاه روح را در چهار بالش نهاد او بنشاند ، وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي ، * منشور خلافت و سلطنت او در دار الملك ازل بر خواند كه إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً ، اسامى جمله موجودات به قلم لطف قدم بر لوح روح او ثبت كرد ، مسبّحان و مقدّسان حظاير قدس و رياض انس را در پيش تخت دولت او به سجده فرمود وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ ، * معلّم ملايكه را به يك ترك در پيش تخت بزرگوار او بردار اعتبار بياويخت ، و قلادهء لعن و ردّ و طرد در گردنش بست و انّ عليك لعنتى الى يوم الدّين ، مشتى خاك را در قبضهء / b 18 / مشيّت آورده ، به انواع اصطناع و آثار صنعت بر وى آشكارا كرده ، سرى مدوّر كه سرا پردهء شاه عقل است ، و قصر وزير علم 23 به مجموع عبارات بياراست ، از وى صومعة الحواسّ در وجود آورد . آورده‌اند كه اين نهاد مؤلّف و اين شخص مجوّف كه قدر و قيمت گرفت به عقل و علم گرفت . قيمت آدمى به عقل است و جمال او به علم . لمّا خلق اللّه تعالى العقل ، قال الله تعالى : قم فقام ، ثمّ قال اقعد ، فقعد ، ثمّ قال ادبر ، فادبر ، ثمّ قال له اقبل ، فاقبل ، فقال : و عزّتى و جلالى ما خلقت خلقا هو احبّ الىّ منك و لا اكرم علىّ منك بك آخذ و بك اعطى و بك اعرف ، و لك الثّواب و عليك العقاب .